تبلیغات
احسان علیخانی - بغض احسان علیخانی در ماه عسل

بغض احسان علیخانی در ماه عسل

دوشنبه 7 مرداد 1392 05:30 ب.ظ

نویسنده : ارمان امیری
mah asal

شب گذشته در نوزدهمین روز از ماه مبارك رمضان، برنامه "ماه عسل" با اجرا و تهیه كنندگی  "احسان علیخانی" نوزدهمین برگ از دفتر خود را در آستانه افطار به روی همراهان همیشگی اش گشود.


"علیخانی" پس از ذكر دعای فرج برنامه را آغاز كرد و گفت: سلام به روی ماه شما،خیلی تشكر می كنم از اینكه گرانترین لحظاتی كه در این ایام پیدا می شه را قراره با ما نفس بكشید.
باسپاس فراوان از آسمان شب..

mah asal
شب گذشته در نوزدهمین روز از ماه مبارك رمضان، برنامه "ماه عسل" با اجرا و تهیه كنندگی  "احسان علیخانی" نوزدهمین برگ از دفتر خود را در آستانه افطار به روی همراهان همیشگی اش گشود.

"علیخانی" پس از ذكر دعای فرج برنامه را آغاز كرد و گفت: سلام به روی ماه شما،خیلی تشكر می كنم از اینكه گرانترین لحظاتی كه در این ایام پیدا می شه را قراره با ما نفس بكشید.

بعد تیتراژی مناسب با ایام شهادت علی(ع) پخش شد.

علیخانی با توجه به تغییر تیتراژ ابتدایی برنامه گفت: به اندازه سهم خودمون با زلفی كه گره خورده به هم، در این ثانیه ها ی مبارك رمضان و ماه عسل خودمان ، شكل برنامه هم در ساحت كبریایی و مقدس امام علی (ع)تفاوت كرده اتفاقا از همین تفاوته آرزومون بیشتر شده است.

سپس" علیخانی " وارد دنیای امروز مهمانان خود شد.

در بخش اول یك مادر به همراه دو فرزندش مهمان برنامه بودند.

مادر در ابتدا قصه ی خود را اینگونه آغاز كرد: حدود 32 سال از ازدواجم می گذرد كه حاصل آن دو پسر و یك دختر است.

"آیدین" فرزند اول این مادر گفت: من متولد سال 1362 فرزند اول خانواده هستم و برادرم مهران متولد سال 1366 بود.

دختر این خانواده در ادامه بیان كرد: روز مادر همین امسال بود كه من برای مادرم هدیه خریده بودم ولی مهران گفت هدیه ات را به مادر نده تا من شب كیك بگیرم وبرای مامان جشن بگیریم ولی هر چه منتظر شدیم" مهران "برنگشت با موبایلش هم كه تماس می گرفتیم در دسترس نبود بعد ساعت 2 بعد از نصفه شب بود كه یك نفر گوشی او را جواب داد و آدرس بیمارستان به ما داد.

مادر در ادامه اینگونه عنوان كرد: وقتی رفتیم بیمارستان اولین كسی كه فرزندم را دید آیدین برادرش بود بعد از او پرسیدم مهران خوبه؟ گفت براش دعا كن.

بعد از 48 ساعت به ما گفتند مهران مرگ مغزی شده و اگر مایل باشید اعضاء او را اهدا كنید تنها 5 دقیقه از این خبر نگذشت كه من رضایت دادم گویا كسی من را برای انجام این كار هل می داد.

آیدین ذكر كرد: من هم، اون روز با مهران مردم شاید فقط  الان جسمم تحرك داشته باشه.

و مادر در ادامه صحبتهایش ذكر كرد: بعد اعضاء مهران را اهدا كردیم و من هنوز نمی دانم اعضا مهران در بدن چه كسی است فقط می دانم قلب او به یك مرد اهدا شده دوست دارم آنها را ببینم مهران با رفتنش من را صاحب چند فرزند كرد آرزویم دیدن فرزندان جدیدم است.

"علیخانی" اظهار كرد: خوش به سعادت "مهران" و شما كه با رفتنشان یادگاری گذاشتند.

مادر بیان كرد: مهران از همون اول بخشنده و بزرگوار بود و همیشه تلاش می كرد پدر و مادر و اطرافیانش ازش راضی باشند و با رفتنش هم به چند نفر زندگی داد.
 
بعد "علیخانی "از مهمانان خواست تا در بخش دوم هم همراه برنامه باشند پس از پخش وله مهمانان بخش دوم به گوی طلایی وارد شدند.

یك زوج به همراه فرزند كوچكشان به جمع مهمانان اضافه شدند.

مرد در ابتدا گفت: حالم بد شد و به پزشك مراجعه كردم ، فكر می كردم معد ه ام دچار مشكل شده بعد به من گفتند مشكل از  قلبته و باید پیوند بزنی چرا كه تنها 10 در صد از قلبت كار میكنه.

زن در ادامه توضیحات همسرش ذكر كرد: ما حدود 4 ماه زندگی نكردیم و هر لحظه منتظر مرگ شوهرم بودیم و حتی شب ها همسرم وصیت می كرد كه اگر من صبح زنده نباشم با فرزندما ن چگونه رفتار كن.

مرد تصریح كرد: بعد از پیوند  قلب رفتارم هم بهتر شده و حتی با اعتقادتر شده ام، همسر او هم صحبتهای او را مبنی بربهتر شدن رفتار همسرش تایید كرد.

در حین صحبتهای خانواده گیرنده قلب مادر مهران دستانش می لرزید كه دستان او را فرزندانش می فشردند و به او آرامش می دادند و گاهی خواهر و برادر مهران می گریستند.

"علیخانی" رو به خانواده اهدا كننده عنوان كرد: نمی خواهم محكوم شوم به اینكه می خواهم شوی تلویزیونیم دیده بشه و جذابیت بصری داشته باشه ،میتونم همین الان برم بیرون و تمام بشه و بعد آیدین گفت نه مشكلی نیست.

مادر مهران روبه مرد گیرنده قلب گفت شما الان یه جورایی پسر من به حساب می آیید و خداروشكر كه زندگی شما پا برجاست حلالتون باشه اجازه بده همیشه پسرم صدات بزنم.

علیخانی كه از صحبتهای مادر مهران بغضش گرفته بود و در گوشه چشمانش اشك حلقه زده بود  تنها مادر مهران را نگاه می كرد و حتی او هم برای این لحظه ها، حرفی نداشت و ترجیح داد سكوت كند.

"علیخانی" پس از خارج شدن از دنیای مهمانان خاطر نشان كرد: اسم و فامیل و راه خونمون را گم كردم.

اگر نمی تونیم نفسی بدیم حداقل كاری كنیم كه مردم پشت سرمون آه نكشند.

تیتراژ پایانی برنامه با گریه های خواهر مهران و در آغوش گرفتن مادر مهران و همسر مرد گیرنده قلب گره خورد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 مرداد 1392 04:34 ب.ظ