تبلیغات
احسان علیخانی - هر آنچه در "ماه عسل"دیشب رقم خورد ایده جالب علیخانی بازهم همه را شگفت زده كرد

هر آنچه در "ماه عسل"دیشب رقم خورد ایده جالب علیخانی بازهم همه را شگفت زده كرد

پنجشنبه 3 مرداد 1392 02:38 ب.ظ

نویسنده : ارمان امیری


سلام.. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان ..شب گذشته در پانزدهمین روز از ماه مبارك رمضان، برنامه "ماه عسل" با اجرا و تهیه كنندگی  "احسان علیخانی" پنجر ه ی خود را در آستانه افطار به روی مخاطبان همیشگی خود گشود...

شب گذشته در پانزدهمین روز از ماه مبارك رمضان، برنامه "ماه عسل" با اجرا و تهیه كنندگی  "احسان علیخانی" پنجر ه ی خود را در آستانه افطار به روی مخاطبان همیشگی خود گشود.


"علیخانی" در ابتدا گفت:سلام ،میلاد امام حسن مجتبی (ع)مبارك باشه ،امیدوارم كه روز خوب و حال خوبی داشته باشیم.

سپس تیتراژ آغازین برنامه با صدای "فرزاد فرزین" در فضای "ماه عسل" طنین انداز شد.

"علیخانی" پس از پخش تیتراژ ادامه داد:تبریك می گویم این میلاد با سعادت را به همه ی كسانی كه از همین ثانیه ها افتخار داریم كه ما را تماشا می كنند.

"علیخانی "این مطلب را متذكر شد: قصه ی آدم های زیادی را به ما معرفی كردند، اما باید بدانید و آگاه باشید كه بضاعت ما اندك است و از این لحظه به بعد برای ما عذاب می شود مگر ما زورمان چقدر است؟ ما را خیلی دست بالا تصور می كنید برخی درخواستهای شما اندازه ما نیست و فقط دل مارا خراش می اندازد پس اندازه ما را هم درك كنید.

حال به سراغ مهمانان امروز برنامه برویم كه من برای قسمت دوم خیلی دل دل می كنم كه یه اتفاقی بیافتد.

در ابتدا" حامد رزاقی "به همراه همسرش مهمان امروز "ماه عسل "بودند.

 این دو زوج كوهنورد بدلیل علاقه به كوهنوردی مراسم عروسی خود را در كوه برگزار كرده بودند.

"علیخانی" در حین صحبت با مهمانان از آنها پرسید استخر بهتره یا كوه؟ "علیخانی" این سوال را با حالت مزاح و همراه با چشم غره پرسید كه مهمان در پاسخ و با توجه به نگاه علیخانی گفت:هر چی شما بگید...

"علیخانی" ادامه داد:من چون تپل هستم و اعتقادم براین است كه مرد بدون شكم مثل خانه بدون تراس است وچون یك بارهم در كوه پایم پیچ خورد و شبیه بهمن اومدم پایین، و توراه هم چند نفر را له كردم و از كوه پایین اومدم برای همین از كوه خاطره خوبی ندارم.

بعد با ورود یك پشه به داخل استودیو "علیخانی" گفت:این یه زنبوره كه دنبال عسل می گرده مهمان اشاره كرد كه اینجا هم "ماه عسله دیگه ،علیخانی هم ذكر كرد منم عمو عسلی ام دیگه ..

در ادامه" علیخانی" عنوان كرد: ما در گذشته سر خامه ی شیر های شیشه ای دعوا می كردیم و بعد از مهمان پرسید میدانید الان دعوای پدر و پسرها سر چیه؟ مهمان گفت:سر كولر، "علیخانی "كه از پاسخ سریع  و درست مهمان متعجب بود با خنده گفت: دعوایی كه الان پدر و پسر برسركولر دارند رستم و سهراب با هم نداشتند.

"علیخانی "از مهمانان خواست تا در بخش دوم هم همراه برنامه باشند.

"رضا "پیرمردی كه چند سالی در خانه سالمندان زندگی می كرد به همراه یكی از عوامل خانه سالمندان به  جمع مهمانان "ماه عسل "اضافه شدند.

بعد "علیخانی "از همراه این پیرمرد خواست تا در صندلی خود بنشیند و بعد خودش كنار این پیرمرد نشست و پیرمرد قصه ی خود را اینگونه بازگو كرد: بعد از فوت همسرم مغزم فلج شد و فرزندانم من را به خانه سالمندان آوردند و حتی به دیدنم هم نمی آیند.

 بعد "علیخانی" رو به او گفت: ما از بچه های خانه سالمندان شنیدیم كه شما از یه خانمی خوشتان اومده من الان اون خانم را به برنامه دعوت كردم شما می خواهید من او را برای شما خواستگاری كنم پیرمرد با خنده  و گفتن بله رضایت خود را اعلام كرد "علیخانی" از صراحت پیرمرد خنده اش گرفت و صورتش را بوسید.

بعد از خانم مسن خواست كه به جمع  مهمانان اضافه شود "علیخانی" صندلی خود را روبروی خانم گذاشت، خانم مسن  كمی عصبانی و شاكی بود.

"علیخانی " با توجه به عصبانیت او گفت:من از شما می ترسم كمی مهربان باشید من جای پسرتون، شما  را برای آقا رضا خواستگاری می كنم نظر شما چیه؟ خانم مسن  گفت :بله قبول می كنم پس چیكار كنم ؟"علیخانی " كه با توجه به عصبانیت خانم، فكر نمی كرد به این سرعت به او پاسخ مثبت بدهد  باذوق گفت: چقدر سریع قبول كرد و بعد همه مهمانان و عوامل  دست زدند. 

"علیخانی "دوباره برای اطمینان از خانم پرسید قبول می كنید و خانم دوباره پاسخ بله خود را تكرار كرد "علیخانی "از این اتفاق ابراز خوشحالی كرد و با بوسیدن دوباره پیرمرد گفت" همه ی عوامل" ماه عسل "در عروسیتون شركت می كنند من خودم عروسی را منهای پاتختی  اجرا می كنم.

"علیخانی "با این جمله پنجره ی ماه عسل رابست: خدارو شكر بابت امروز...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -